Warning: Undefined array key "HTTP_ACCEPT_LANGUAGE" in /www/wwwroot/ghanonyar.ir/publisher/post.php on line 28
کتاب زندگی هدفمند سخت نیست، تألیف زهرا مستوفی‌پور منتشر شد!
Warning: Undefined array key "HTTP_ACCEPT_LANGUAGE" in /www/wwwroot/ghanonyar.ir/publisher/includes/header.php on line 2
ارسال کتاب

کتاب زندگی هدفمند سخت نیست، تألیف زهرا مستوفی‌پور منتشر شد!

تصویر کتاب

فهرست مطالب

فصل اول9

فصل دوم27

اهداف چه هستند؟27

روش لیست کردن30

روش بعدی استفاده باکس‌ها یا جعبه‌های نظم دهنده است.. 32

روش برنامه ریزی 3+2+134

برنامه‌های 2 قسمتی.. 37

دفترهای مجزا 39

دو برنامه41

برنامه ریزی به شیوه قرعه کشی.. 43

بنویس تا اتفاق بیافتد45

اهداف کوچک (لقمه لقمه کردن) 46

چه چیز باعث می‌شود که به اهدافت نرسی.. 48

فقط انجامش بده 62

در دام بی انگیزگی نیفتید64

برنامه ریزی باید چگونه باشد؟71

فصل سوم79

فقط انجامش بده 85

در دام بی‌انگیزگی نیفتید87

برنامه ریزی باید چگونه باشد؟94

روش لیست کردن97

روش باکس‌ها یا جعبه‌های نظم دهنده 98

روش 1+2+399

تقسیم کارها به روزانه و اهداف.. 100

روش دو دفتر مجزا 100

روش دو برنامه یکی برای بیرون و دیگری برای منزل101

برنامه نویسی به شیوه قرعه کشی.. 102

منابع و ماخذ105

 

مقدمه

ساعت زنگ می‌زد و من باز هم دستم را روی قطع کردن گذاشتم و دوباره سرم را زیر پتو بردم به راستی چه لذتی داشت خواب صبح دل‌انگیز و لذت‌بخش بود و من همیشه از این خواب نهایت استفاده را می‌کردم به راستی حس می‌کردم بر روی قالیچه سلیمان از شرق عالم به سوی غرب در پرواز هستم و از دیدن مناظر زیر پایم لذت می‌بردم چه حس دل‌انگیزی بود و دوباره پلک‌هایم سنگین شد و خواب شیرین مرا در برگرفت ولی در دلم احساس بدی داشتم اینکه باز هم از برنامه‌هایم عقب می‌مانم اما یک احساس دیگر که قوی‌تر از قبلی بود به من می‌گفت بخواب و استراحت کن و دوباره خواب مرا با خود برد.... بعد از دو ساعت از زمانی که زنگ ساعتم به صدا در آمده بود چشم‌هایم را باز کردم و با اندوه به خودم گفتم باز هم نشد با یک حس ندامت به سمت مسواکم رفتم و نیم نگاهی به برنامه‌ام کردم که روی میز گذاشته بودم چقدر برای این دو ساعتی که گذشته بود برنامه داشتم برای دلداری خودم گفتم اشکال ندارد از فردا این کار را انجام می‌دهم اما خودم می‌دانستم که فردا هم مثل امروز است و من هیچ تغییری نخواهم کرد به سراغ کارهایم رفتم کارهای روزمره‌ای که باید انجام می‌دادم ولی این فکرکارهایی که انجام نداده بودم با من بود حالا شب شده بود و من دوباره قلم و کاغذ را برداشتم و شروع کردم به نوشتن کارهایی که باید فردا اول وقت انجام می‌دادم ولی تهِ دلم می‌دانستم عملاً این کار را نمي‌توانم انجام دهم یکی از مهم‌ترین کاره‌هایی که هر شب در لیستم می‌نوشتم که حتماً فردا صبح آن را انجام دهم نوشتن چند سطر از همین کتاب حاضر می‌باشد لیست را نوشتم و بعد برای خوابیدن آماده شدم خوابم نمی‌برد مرتب در رختخوابم غلت می‌زدم فکرهای گوناگون بر سرم فشار می‌آورد و من را در خود می‌گرفت همش با خودم می‌گفتم چرا من نمی‌توانم کارهایم را انجام دهم خیلی به خودم و کارهایم فکر کردم نمی‌دانم کی خوابیدم فقط می‌دانم صدای زنگ ساعتم به من هشدار می‌داد که صبح شده بی‌حال دستم را به سمتش بردم و دکمه توقف را فشردم پتو را بر سرم کشیدم و دوباره خواب شیرین صبحگاهی به سراغم آمد و بقیه ماجرا درست مثل، روزهای قبل شاید دو ساعت از زمانی که زنگ هشدار ساعت را خاموش کرده بودم می‌گذشت بی‌رمق از جایم بلند شدم و چشمم به کاغذی خورد که لیست کارهای امروزم را شب قبل نوشته بودم با خودم گفتم باز هم نشد آخر چرا نمی‌توانم بیدار شوم دلیلش چیست چرا همیشه خواب را ترجیح می‌دهم با اینکه می‌دانم باید برخیزم و روزم را شروع کنم. لباس پوشیدم و به سمت محل کارم راه افتادم یک ساعتی از حضورم در محل کار می‌گذشت که تلفنم به صدا درآمد دوستم روشنک بود مدت‌ها بود از او خبر نداشتم روشنک برای من مظهر یک دختر پر تلاش بود که برای رسیدن به خواسته‌هایش تلاش می‌کرد درست نقطة مقابل من، با او از زمان دبیرستان دوست بودم درست یادم هست هشت سال پیش بود روز اول مهر ماه که به همراه مادرم به دبیرستان رفتم چقدر ذوق داشتم که وارد مرحلة جدیدی از زندگی‌ام شده بودم که نشان از بزرگ شدن من داشت از همان اول تابستان که درست سه ماه مانده به شروع مدرسه‌ها بود هر روز با خودم تصور می‌کردم دبیرستان چگونه جایی است و من با چه کسی دوست خواهم شد کتاب‌های کهنه دختر همسایه‌مان را به امانت گرفته بودم تا در تعطیلات به آنها نگاهی بیاندازم اما به محض باز کردن آن‌ها، در تخیل خود فرو می‌رفتم و دوباره مرغ خیالم به مدرسه پر می‌گشود و من بدون اینکه متوجه شوم مدت‌ها در خیالات خودم پرسه می‌زدم و هر روز با خود می‌گفتم فردا مرور می‌کنم همین فرداها فصل تابستان را به پایان برد و ........


«اطلاع از قیمت و امکان سفارش سریع این کتاب»


نام:
شماره‌تماس:

جستجوی نسخه الکترونیکی

رزومه علمی مولف: 

((محل درج رزومه علمی و عکس مولف کتاب فوق))


جهت ارسال رزومه علمی و درج در این صفحه با ارسال فایل رزومه، عکس و فایل های خود، با اکانت ایتا یا واتس آپ 09100636002 پیام دهید.


جهت دریافت کارت شناسایی نویسندگی (مخصوص مولفان قانون یار) با دفتر مرکزی بنیاد علمی قانون یار تماس بگیرید.

((نمونه کارت صادره نویسندگان فرهیخته بنیاد علمی قانون یار))



لازم به ذکر است کارت شناسایی به صورت فارسی و انگلیسی (با بهترین کیفیت) صادر می گردد...

با افتخار اعلام می‌شود کتاب حاضر توسط مجموعه ناشران وابسته به بنیاد علمی قانون‌یار به صورت الکترونیکی و فیزیکی چاپ و منتشر شده است.  بنیاد علمی قانون‌یار با بهره‌گیری از تجربه و توان تخصصی خود در حوزه نشر، آماده است آثار علمی، پژوهشی، دانشگاهی و تخصصی نویسندگان، استادان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به تألیف را در مسیر چاپ و انتشار همراهی کند. 

اگر شما نیز اثری ارزشمند برای انتشار دارید، می‌توانید با سپردن مراحل آماده‌سازی، اخذ مجوز، صفحه‌آرایی، چاپ و انتشار کتاب خود به مجموعه ناشران وابسته به بنیاد علمی قانون‌یار، گامی مؤثر در معرفی و ماندگار کردن اندیشه‌ها و دستاوردهای علمی خود بردارید. با پنج انتشارات وابسته به بنیاد علمی قانون‌یار، در خدمت شما هستیم. کتاب خود را به ما بسپارید و اندیشه‌ها و دستاوردهای علمی‌تان را ماندگار کنید.

همچنین به تمامی نویسندگان و مؤلفان، کارت مخصوص مؤلفان نخبه اعطا می‌شود.

کتاب شما، روایت ماندگار دانش و تجربه شماست؛ آن را با انتشارات های معتبر وابسته به بنیاد علمی قانون‌یار و چاپخانه اختصاصی این نهاد علمی و پژوهشی منتشر کنید. 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با دفتر مرکزی موسسه تماس بگیرید:


 (واحد پژوهش 02166979519) (واحد فروش 02166979526)  (واحد مشاوره 09196748625)